عنوان داستان
نام جشنواره

دومین جشنواره ملی ادبی سوره های قرآن کریم دانشجویان ایران (با محوریت سوره مبارکه حجرات)

نام دانشجو

محمد علی کلهر

نام دانشگاه

دانشگاه اراک

رتبه

شایسته تقدیر

دانلود

یک حبه قند حبط

 

شب زمستانی سردی بود . انگاری فرشتگان بر تن لخت درختان باغچه خونه مادربزرگ لباس عروس کرده  بودند .بچه ها در حالی که عین نگین انگشتر مادربزرگ را در بر گرفته بودند باهیجان بازی رودنبال میکردند . هرکسی کارهای خوبی که در طول هفته کرده بود را می گفت ومادر بزرگ براش  یه حبه قند می چید روی هم تا به شکل یک ستون در می اومد . بعد از اومیخواست یکی از شیطونی هاش رو هم بگه .تا می گفت یک دفعه مادربزرگ یه حبه قند نشونه میگرفت به سمت ستون قندها و بعد .......همه حبط .